تبليغاتX
موج نو، آرشیو - Ömer Kavur

موج نو، آرشیو

نوشته های پیشین امیر عزتی در مطبوعات سینمایی

عمر کاوور ، مسافر ابدی

                                                                                                            

در روز دوازدهم ماه مه ٢٠٠٥ سینمای ترکیه یکی از برجسته ترین شخصیت هایش را از دست داد؛ کارگردانی که هر گاه از یک مولف در سینمای ترکیه نام برده می شد، اولین نامی که به اذهان خطور می کرد، نام وی بود: عمر کاوور.  

عمر کاوور به گواه جوایز داخلی و بین المللی که از آن فیلم هایش شده ،  پر افتخارترین سینماگر ترکیه بود. کسی که در آثارش همواره تم های بیگانگی، تنهایی ، زمان و مرگ را پی گرفته بود .

 عمر زمانی که در میهمانی افتتاحیه جشنواره استانبول ١٩٩٦ در کنار آنتونیونی قرار گرفت برای اولین بار در زندگیش دلیل اصلی کشیده شدنش به سوی حرفه کارگردانی را دیدن فیلم های آنتونیونی اعلام کرد. مخصوصاً شب و کسوف " آن چه که واقعاً مرا به کارگردان شدن ترغیب کرد، تاثیر عمیق این دو فیلم بود " . کسانی که او را می شناختند می دانستند که این یک تعارف مودبانه نیست، بلکه اعترافی صادقانه است که برای اولین بار بر زبان او جاری می شود.

 

عمر کاوور در١٤ جون ١٩٤٤ در آنکارا زاده شد. او تنها فرزند خانواده بود. پدرش کارمند وزارت امور خارجه و مادرش زنی خانه دار ، اما علاقمند به هنرهای زیبا بود. عمر شش ساله بود که پدر و مادرش از هم جدا شدند و او ناچار در نزد مادربزرگش اقامت کرد . این دوران بر وی تاثیری عمیق بر جا گذاشت ، هر چند مادربزرگش از بذل عشق و محبت بی پایانش به او دریغ نکرد. تحصیلات ابتدایی را در آنکارا و استانبول و دوره متوسطه را به دلیل ماموریت پدرش در یوگسلاوی، در یک مدرسه آمریکایی گذراند. اما در بازگشت به ترکیه مجبور به گذراندن دوباره دوره متوسطه در کالج رابرت شد. در همین دوران به عکاسی و سینما علاقمند شد و تصمیم گرفت تا در آینده حرفه مدیریت فیلمبرداری را پیشه کند. از این رو پس از اتمام دوره دبیرستان به پاریس رفت و در مشهورترین مدرسه سینمایی فرانسه، ایدک، نام نویسی کرد. هم زمان در رشته جامعه شناسی  در مدرسه عالی خبرنگاری نیز ثبت نام کرد.

در این دوران با سینما تک فرانسه آشنا شد و روزانه ٣ تا ٤ فیلم تماشا کرد . بعدها دستیار کارگردان برایان فوربس در فیلم زن دیوانه شایو(١٩٦٩) و آلن روب گریه در فیلم مردی که دروغ گفت(١٩٦٨) شد. دستیاری روب گریه تاثیر عمیقی بر روی عمر گذاشت ،اما در ١٩٧١ دوره دکترای خود را در زمینه تاریخ سینما در دانشگاه سوربن نیمه تمام گذاشته و  به استانبول بازگشت. شروع به ساختن فیلم های تبلیغاتی کرد و هم زمان در یک شرکت واردات فیلم هم مشغول به کار شد. در این شرکت اولین فیلم های مستند خود را ساخت. عمر از این دوران به عنوان دومین آموزشگاه سینمایی پس از ایدک خود یاد می کند.

در همین شرکت به توصیه رفیک حالیت کارای، یکی از شرکای اصلی، اولین گام حرفه ای خود در ساختن فیلم بلند سینمایی را برداشت. در آغاز رفیک حالیت نوشتن فیلمنامه ای از روی داستان خود به نام امینه خفته را به او سپرد و پس از مذاکراتی بی سرانجام با کارگردان های ایتالیایی ساختن آن را نیز به خود عمر واگذار کرد.عمر به دلیل نا آشنایی با شرایط حاکم بر سینمای ترکیه امینه خفته، داستان تراژیک زنی بدنام که به روستایی دورافتاده تبعید می شود، را با شیوه ای نو و قابل توجه کارگردانی کرد. اما برخوردش با سد سانسور باعث شد، که خیلی زود و به اجبار با این شرایط آشنا شود. امینه خفته با وجود استفاده از اکیپ فنی و بازیگران متعارف یشیل چام( صنوبر سبز- نام محله ای در استانبول و مرکز دفاتر فیلمسازی ترکیه، چیزی شبیه به ارباب جمشید خودمان و یا بهتر بگویم هالیوود ترکیه!) فقط در سینماهای خاص فیلم های خارجی به نمایش در آمد . ظاهراً تهیه کنند گان سینمای ترکیه نیز از همان آغاز متفاوت بودن فیلم های او را دریافته بودند. از این رو عمر کاور در فاصله سال های ١٩٧٤ تا ٢٠٠٢( به غیر از اولین فیلمش) با تاسیس شرکتی به نام آلفا فیلم تمامی فیلم هایش را خود تهیه کرد. یک از دلایل اصلی این کار جبهه بندی تهیه کنند گان سینمای ترکیه در برابر کارگردانی بود که در خارج تحصیل کرده بود. تماشاگران اصلی فیلم های عمر نیز اغلب قشر تحصیل کرده و روشنفکر بودند، چون برای تماشا گری که به فیلم های آمریکایی یا ترکی تجاری خو کرده بود، فیلم های او کند و فاقد جذابیت بود.

کاوور برای ساختن فیلم دوم خود پنج سال صبر کرد. در این دوران جامعه ترکیه دستخوش بحران های سیاسی و اجتماعی بسیاری بود؛ وجود دولت بی ثبات بولنت اجویت، آغاز حرکت های مسلحانه ضد دولتی و کشته شدن صد ها نفر در استانبول و شهر کاهرامان ماراش و تهدید های روز افزون نظامیان به دخالت در سیاست که سرانجام در ١٢ سپتامبر ١٩٨٠ به کوتای نظامی ژنرال کنعان اورن ختم شد؛ عمر را به شدت تحت تاثیر قرار داد.

عمر در ١٩٧٩ با ساختن یوسف و کنعان به سینما بازگشت. فیلمی درباره دو کودک که شاهد قتل پدرشان می شوند و به استانبول می گریزند تا در نزد عمویشان پناهگاهی بیابند، اما در شهر بزرگ آن چه انتظارشان را می کشد بی خانمانی و تبه کاری است.  یوسف و کنعان که قرار بود در شانزده مین جشنواره فیلم آنتالیا به نمایش در آید به همراه فیلم راه آهن( یاووز اوزکان) توقیف می شود. هیئت برگزاری جشنواره و شهرداری آنتالیا نیز در مخالفت با سانسور و توقیف این دو فیلم، تصمیم به عدم برگزاری جشنواره می گیرند. چهار ماه بعد فیلم به شکلی محدود به نمایش در می آید و این بار گروه های دست راستی به سینماهای محل نمایش آن حمله می کنند. ناچار فیلم تا یک سال و نیم بعد به نمایش عمومی در نمی آید.

آه استانبول زیبا سومین فیلم کاوور بر اساس داستانی از فروزان( نویسنده و کارگردان مشهور ترکیه- سینماهای من) در ١٩٨١ به نمایش در می آید . قصه عاشقانه نامتعارف زنی بدنام و مردی عامی که با خودکشی زن تمام می شود و مژده آر و کادیر اینانیر هنرپیشگان پول ساز سینمای ترکیه نقش های اصلی آن را بازی می کنند. اما به دلیل رعایت نکردن قواعدی که این هنرپیشگان را تبدیل به ستاره کرده، توفیق تجاری چندانی پیدا نمی کند. این اتفاق در فیلم های بعدی کاوور نیز تکرار می شود و حتی فیلم چشم بند با وجود حضور تورکان شورای( معروف به سلطان سینمای ترکیه) دچار سرنوشتی مشابه می شود.

فیلم بعدی کاوور قصه یک عشق از دست رفته نیز در ١٩٨١ به نمایش در می آید و باز هم کادیر اینانیر در نقش اصلی حضور دارد و در کنار او حمیرا(بازیگر و خواننده پاپ و همسر آینده عمر) نقش اصلی زن فیلم را بازی می کند.

دهه هشتاد برای کاوور دوران شکوفایی بود، از میان هفت فیلمی که در این دهه کارگردانی کرد، سفر شبانه  و هتل مام میهن ( براساس رمان نوی یوسف آتیلگان و یکی از مهم ترین اقتباس های ادبی در سینمای ترکیه) موفق شدند تا از مرزهای ترکیه بگذرند و نمایندگی سینمای نوی ترکیه را در جشنواره های بین المللی چون کن بر عهده بگیرند.

هتل مام میهن در ١٩٨٧ جایزه فیپرشی را در جشنواره ونیز و جایزه اصلی جشنواره سه قاره نانت و جایزه بهترین فیلم جشنواره استانبول را از آن خود کرد و سفر شبانه با نمایش در بخش نوعی نگاه جشنواره کن ١٩٨٨ توانست نگاه ها را به فیلمسازی متفاوت از سینمای ترکیه معطوف کند.

هتل مام میهن ماجرای آشنایی زبرجت، مدیر هتلی در قصبه ای کوچک ، با زنی اسرار آمیز و زیبا بود که یک شب در هتل اقامت می کند  و فردای آن روز هنگام رفتن به زبرجت می گوید که به زودی باز خواهد گشت. زبرجت از فردای عزیمت زن هر روز بازگشت او را با قطار آنکارا انتظار می کشد، اما او هیچ گاه باز نمی گردد و زبرجت را اسیر اوهام و تلاطم های روحی می کند. نمادهای بسیار واضح این فیلم درباره آزادی از دست رفته(زن) و کشور (هتل) و مردی( مردم ) که در انتظار بازگشت او به سر می برند، توانست طرفداران زیادی برای سینمای عمر در چهار گوشه دنیا فراهم کند.

سفر شبانه نیز که داستان سفر دو دوست قدیمی، علی(آیتاچ آرمان) کارگردان و فیلمنامه نویس اش یاووز(ماجیت کوپر) برای یافتن مکان های مناسب جهت فیلم جدیدشان است، حدیث نفس عمر و نیز فیلمی نوستالژیک درباره سینمای متفکرانه دهه های شصت و هفتاد بود. سینمایی که می پنداشت در حال از دستن رفتن است.

 عمر در سال های بعد نیز با فیلم های سفر عقربه ها در جشنواره کن حضور پیدا کرد. اما شهرت جهانی با فیلم چهره پنهان در آستانه دهه نود به سراغش آمد. چهره پنهان با شرکت زوحال اولجای و فیکرت کوشکان  درباره عکاس جوانی بود که از مکان های تفریحی استانبول عکس تهیه می کند و تمامی آنها  را برای زنی ناشناس می برد. زن در میان اشخاص داخل عکس ها به دنبال چهره ای خاص است و سرانجام آن چهره را که متعلق به یک ساعت ساز است می یابد و از عکاس می خواهد تا آن مرد را برای او پیدا کند. اما عکاس در این جستجو رد ساعت ساز و زن را گم می کند. چهره پنهان که بر اساس کتاب سیاه اورهان پاموک ساخته شده بود، مهم ترین ساخته عمر کاور و بدون شک یکی از بهترین فیلم های سینمای ترکیه است که بیش از بیست جایزه از هفت جشنواره مختلف گرفته است . سوال اصلی عمر در این فیلم این بود:  راستی آن چه که در میانه این زندگی شبیه خواب و بیداری به دنبال آن هستیم، چیست و آیا یافتن آن دردی را دوا خواهد کرد؟

 عمر کوشید به این پرسش را در فیلم های بعدی خود نیز با تکیه بر تم زمان و مکان پاسخی شایسته بدهد، از این رو در نگاهی به پشت سر و دوران دستیاری آلن روب گریه در فیلم سفر عقربه ها( یا بهتر بگویم سال گذشته در مارین باد سینمای ترکیه) قهرمان اصلی خود را این بار یک ساعت ساز( در چهره پنهان نیز یک شخصیت فرعی ساعت ساز وجود دارد) انتخاب کرد. مردی به نام کرم(محمت اصلان توغ) که توسط کارفرمایی ناشناس اجیر می شود تا به روستایی دوردست رفته و ساعت بزرگی را که هفت سال است از کار افتاده تعمیر کند. اما ساعت ساز در اولین روز ورودش به دهکده با تعقیب زنی زیبا،  در کنار دریاچه شاهد کشته شدن مردی می شود، اما جستجوی پلیس برای یافتن جسد به جایی نمی رسد. فردای آن روز کرم با صاحب عمارت ساعت آشنا می شود؛ اسرا (شاهیکا تک آند)، همان زن زیبایی که هنگان ورودش به روستا او را دیده بود.

عمر در آغاز هزاره جدید دست به چالشی تازه در قالب ژانر نوآر زد که حاصل آن فیلم خانه فرشتگان یکی از پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینمای ترکیه بود. عمر قبل از مرگش بر اثر سرطان لنفاوی که سال ها با آن درگیر بود، در سال ٢٠٠٢ آخرین فیلمش به نام برخورد را کارگردانی کرد. برخورد ماجراهای دو مرد مبتلا به بیماری مهلکی بود که در ازمایشگاه طبی با هم آشنا می شوند. یکی از آنها، سینان، خود را در مرگ پسر جوانش مقصر می داند و دیگری، ماحموت، به دلیل اعمال تبه کارانه اش در جوانی خود را مستحق مرگ(خودکشی)  می داند. ماحموت کشته می شود، اما سینان در پایان جستجویش برای یافتن قاتل ماحموت، در برخورد با پسری جوان، می پندارد که فرزندش حیاتی دوباره یافته است. برخورد آخرین فیلم عمر در چهلمین جشنواره آنتالیا توانست هفت جایزه اصلی را به چنگ آورد.

از عمر کاوور به عنوان ویم وندرس سینمای ترکیه و استاد فیلم های جاده ای نام می برند. در مراسم یادبود نیز او فیلم مستندی به نام سفر با عمر کاوور به نمایش در آمد. مردی که سفر را بسیار دوست داشت، چه برای یافتن لوکیشن و چه برای دیدن مکانی تازه، از این رو تمامی چهار گوشه آناتولی را زیر پا گذاشته بود. یقین دارم، اگر دنیای دیگری وجود داشته باشد، عمر هم اکنون سرگرم بازدید از مکان های تازه و نوشتن فیلمنامه این سفر است، یادش بخیر باد.

 

فیلمشناسی: امینه خفته (١٩٧٤)، یوسف و کنعان (١٩٧٩)، آه استانبول زیبا (١٩٨١)، قصه یک عشق از دست رفته (١٩٨١)، دریاچه (١٩٨٢)، چشم بند (١٩٨٥)، راه بی امان (١٩٨٥)، سفر شبانه (١٩٨٧)، هتل مام میهن (١٩٨٧)، چهره پنهان (١٩٩١)، ملاقات (١٩٩٥)، سفر عقربه ها (١٩٩٧)، خانه فرشتگان (٢٠٠١)، برخورد (٢٠٠٢).

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 2:8  توسط امیر عزتی  | 


Anayurt Oteli

پیوندها

موج نو/نوشته های جدید امیر عزتی

 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

 
Free Site Counter
Free Site Counter
 
Free Web Site Counters
Free Web Site Counters
 
مطالب اين صفحه تحت قانون «حقوق مؤلفين» است. چاپ بخشی يا تمام اين صفحه تنها با اجازه نويسنده ممکن است ©